حکایت بوق شیطان

حالت شب

حکایت بوق شیطان

عده ‏ای هستند که اینها را حتی به استفاده از وسایل مشروع هم با هزار زحمت می‏ شود راضی کرد که آقا دیگر استفاده نکردن از این وسایل چرا. همین بلندگو اولین باری که پیدا شد، شما ببینید چقدر با آن مخالفت شد. بلندگو برای صدا مثل عینک است برای چشم انسان و مثل سمعک است برای گوش انسان. حالا اگر انسان گوشش سنگین است، یک سمعک می‏گذارد و معنایش این است که قبلًا نمی ‏شنید و حالا می ‏شنود.

قرآن را قبلًا نمی‏شنید، حالا قرآن را بهتر می ‏شنود. میکروفن هم همین‏طور است؛ میکروفن که ابزار مخصوص فعل حرام نیست. در ادامه این مطلب فارسی خوان حکایاتی راجب بلندگو یا همان بوق شیطان شرح میدهیم.

حکایت اول

سالها پیش وقتی برای نخستین بار (لویسپیکر یا سپیکر) یا (Loudspeaker) یا همان (بلندگو) از غرب عالم به شرق و جهان اسلام راه پیدا کرد، بسیاری از علمای اسلامی شیعه و سنی، سخت در برابر آن موضع گرفتند، آن را (بوق شیطان) لقب داده و استفاده از آن را در مساجد و مراکز دینی و مذهبی حرام اعلان کردند. اما، طولی نکشید که این پدیده شگفت انگیز تمدنی تحریم شده؛ اندک، اندک در تمام مراکز علمی و عمومی جای پای خود را باز نمود و مورد استفاده گسترده قرار گرفت.

آنگاه، سد تحریم عالمانه نیز شکست و بسیاری از عالمان دین، نه تنها استفاده از آن را برای اذان، خطابه و تبلیغ دین حرام ندانسته، بلکه حتی لازم و ضروری پنداشتند. این گونه بود که تعداد موافقان استفاده از بلندگو در میان عالمان دین، روز به روز فزونی یافت و سرانجام (بوق شیطان) نه تنها به مساجد راه پیدا نمود، بلکه بر بلندترین نقطه مساجد یعنی مناره ها جا خوش کرد.

حکایت دوم

در شهر شریف کویته، از گذشته های دور تا کنون، رقابت شدید آوازی و صوتی میان مساجد برقرار است، چرا که هر مسجد توسط یک انجمن اداره میشود و تمام سیاست های اداری و عبادی این مراکز نیز توسط انجمن ها طراحی و اجرا میگردد. انجمن ها تلاش میکنند که زورمندترین و قوی ترین نوع (بوق شیطان) را مورد استفاده قرار دهند، تا صدایی مسجد شان بلندترین باشد. اینجا ملای بیچاره هیچ کاره و به قول یک دوست که خود اش ملای یکی از همین مساجد است، ملا حتی موللی هم نیست، پس این موجودات محروم هیچ گونه اختیاری در تصمیم گیری و اجرا ندارند.

بنابراین، رقابت در برتری صوتی سیاست هر انجمن است که میخواهد صدایی بلندگویی مسجد آنها در نوع خود اش، بلندترین باشد، تا صدایی دیگر مساجد را کاملا زیر گرفته، تحت الشعاع قرار دهد. رقابت میان مساجد سنی ها و شیعیان که نزدیک هم قرار دارند که از بدیهیات بوده و بیشتر در خلوت سحرگاهی و هنگام پخش اذان صبح محسوس است.

تنها با این تفاوت که اصحاب حی علی خیر العمل تقریبا همزمان اذان پخش نموده و کمتر خواب را از چشمان مردم میگیرند، ولی یاران الصلوات خیر من النوم وقت و زمان نمی شناسند و هر وقت بیدار شدند، آواز سر می دهند که گاه تا نزدیک طلوع خورشید نیز یکی پس از دیگری در گوش خواب آلود مردم مرتب میخوانند که نماز بهتر از خواب است. پس وای به حال کسی که همسایه مراکز اصحاب الصلوات خیر من النوم باشند.

حکایت سوم

با فرارسیدن ایام عزاداری امام حسین(ع) فعالیت صوتی (بوق شیطان) سابق و بلندگوی لاحق، در محله های شیعه نشین، صد چندان میشود. اینجا این بار تنها رقابت شدید میان مساجد، تکایا، امام بارگاه ها و… در جریان است، هر انجمن در تلاش است تا بهترین نوع بلندگو با بالاترین آواز را به کار گیرند، تا به گونه غیرمستقیم بر رقبای دیگر فایق آمده و توان خود را در جیغ و داد بی تول و بی کنترل بر همگان به اثبات رسانند.

عجیب اینکه تمام این کارها به نام دین، مذهب و امام حسین(ع) مجاز بوده و مشروعیت می یابد. در حالیکه مزاحمت این گونه در شریعت حرام بوده و اینان برای یک امر مستحبی (عزاداری)، به راحتی مرتکب فعل حرام مردم آزاری می شوند. اینجا در شب های محرم و در خلوت بعد از نیمه های شب، صدای گوش خراش بلندگو ها با نوحه خوانی های عجیب و غریب، بیداد نموده از هر کسی سلب آسایش میکند.

متأسفانه این صدایی خاوپران تا پاسی از نیمه شب (حدود دو و نیم) با شدت همچنان ادامه می یابد. آدمی می اندیشد، عنوان (بوق شیطان) چه اسم با مسمایی برای این پدیده مزاحم بوده و ای کاش این وسیله هرگز پای نحس اش به شرق اسلامی باز نمی شد.

حکایت چهارم

مرحوم مطهری از یک واعظ معروف نقل می کند : آن ایامی که بلندگو مرسوم شده بود قرار بود من در یک محلی صحبت کنم که بلندگو گذاشته بودند. قبل از من آقائی منبر رفت همین که بالای منبر قرار گرفت گفت : این “بوق شیطان” را از اینجا بردارید و ببرید. بلندگو و مکروفون را برداشتند و بردند، به من که نوبت رسید دیدم اگر من سکوت کرده و تحمل کنم و حرف نزنم بعد از این دیگر نمی شود از آن بوق شیطان استفاده کرد، تا رفتم و روی منبر نشستم، گفتم آن “زین شیطان”را بیاورید.

حکایت پنجم

گویند هنگامی که بلندگو به ایران آمده بود بسیاری از مساجد و حسینیه ‌ها از آوردن آن امتناع می ‌ورزیدند و حتی خطبا نیز از استفادۀ میکرفون و بلندگو اجتناب می‌ کردند، و حتی نام (بوق شیطان) را به آن داده بودند. تا اینکه کم‌ کم این ذهنیت و برداشت مرتفع گردید و مردم عملاً و عیناً به فواید آن پی بردند و به استفاده از آن اقدام نمودند.

حکایت ششم

در همان دورانی که مردم نسبت به استفاده از میکرفون و بلندگو نظر مساعدی نداشتند، مرحوم حاج هادی ابهری ـ رحمه الله علیه به مشهد مشرف می ‌شود و برای زیارت برادر ایمانی و رفیق بزرگوار خود به منزل ایشان می‌ رود، و مشاهده می ‌کند که در جلوی ایشان میکرفون گذاشته‌اند و مشغول صحبت می ‌باشند.

پس از اتمام سخن رو می‌ کند به ایشان و می ‌گوید: «جناب آیه الله، این چیست که در مقابل خود گذاشته‌اید.» مرحوم میلانی پاسخ می ‌دهد: (این بلندگو است که برای رساندن صدا به افراد ساخته شده است، و مانند عینک برای فرد ضعیف البصر است.)

حکایت هفتم

وقتی در روضه خوانی منزل معتمد همایون مژدهی برای اولین بار از بلندگو استفاده می شد یکی از”رواحانیون” لگدی به میکروفون ایستاده زد و گفت این ابزار یزیدی را از جلوی من بر دارید. حجتی واعظ جوان از پیشرفت های علمی گفت و اینکه باید در زندگی اجتماعی از علم روز استفاده کنیم و به آن ابزار یزیدی نگوییم.

حکایت هشتم

وقتی تازه بلندگو آمده بود، آیت‌الله روح‌الله قرهی از آن در بازار، در مسجد جامعشان استفاده کرد. بعضی می‌ گفتند: آقا این بوق شیطان چیست. ایشان عصبانی شد و رفت روی منبر و گفت: اولاً ما باید تولید می‌ کردیم، نه آن ‌ها. این وسیله‌ای است که صدا را می ‌رساند، بعد شما می ‌گویید: بوق شیطان.

همچنین بخوانید : تاریخچه تاتو یا خالکوبی

مع‌الأسف از همین ‌هایی که به ظاهر روحانی بودند، بعضی که جاهل بودند، علیه آیت‌الله العظمی شاه‌ آبادی، این شخصیت عارف بالله تبلیغ کردند و خیلی ‌ها دیگر برای نماز پشت سر آقا نمی ‌آمدند؛ می‌ گفتند: چون بوق شیطان گذاشته است. ایشان فرمود: این بوق شیطانی که شما می‌ گویید: ما باید خودمان تولید می ‌کردیم، ضمن این که خودتان هم در آینده به سینه‌هایتان خواهید زد.

آن موقع آن‌ ها فکر کردند خودتان به سینه ‌هایتان می ‌زنید یعنی شما خودتان هم در آینده از آن استقبال می ‌کنید و آن را به آغوش می‌ گیرید اما امروز معلوم شد منظورشان همین‌هایی بود که انسان در نماز می ‌گذارد.

این مطلب توسط تیم فارسی خوان جمع آوری و تکمیل شده است امیدوارم که از این مطلب استفاده کرده باشید.همچنین از شما همراه گرامی می خواهیم که برای پیشرفت این مطلب نظر خود را از بخش دیدگاه برای ما ارسال کنید و با دیگر کاربران به تبادل نظر بپردازید.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.